صفحه 51 از 51 نخستنخست ... 414748495051
نمایش نتایج: از شماره 501 تا 505 , از مجموع 505

موضوع: و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

  1. #501
    موسس و مدیر
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,752
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24978
    Array

    پیش فرض پاسخ : و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

    از خون دلم، دو دیده را، تر بکنم/ این عمر، چگونه بی تو، من سر بکنم

    در خاطر من، بهار بی‌پاییزی/ من مرگ تو را، چگونه باور بکنم؟



    گفتمش نقاش را نقشی کشد از زندگی —— با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید


    آید آن روز که من هجرت از این خانه کنم—— ا ز جهان پر زده در باغ عدن لانه کنم


    حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد/ تا ابد با اشک غم کوه امیدم کاه شد

    گفته بودم یوسف گم گشته باز آید ولی/ یوسف من تا قیامت هم‌نشین چاه شد


    سایه ای بود و پناهی بود و نیست——شانه ام را را تکه گاهی بود و نیست

    سخت دلتنگم ، کسی چون من مباد —— اینچنین غم قسمت دشمن مباد

    اشک آن مایه ندارد که نماید خاموش——- آتشی را که زهجران در دل ما نیست


    ای دریغا از جفای روزگار بی وفا/ من نگین انگشتری، گم کرده‌ام

    در میان چاه جور و حمله گرگ اجل/ یوسفی در وادی ناباوری گم کرده‌ام
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  2. #502
    موسس و مدیر
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,752
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24978
    Array

    پیش فرض پاسخ : و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

    خوشا آنانکه با ایمان و اخلاص ——- حریم دوست بوسیدند و رفتندخوشا آنکه پا در وادی حق نهادند و نلغزیدند و رفتند
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  3. #503
    موسس و مدیر
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,752
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24978
    Array

    پیش فرض پاسخ : و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

    ما داغ فراق دیده بودیم افسانه غم شنیده بودیماما غم تو جگر گداز است دردیست که قصه اش دراز است

    لالایی کن بخواب، خوابت قشنگه/ گل مهتاب شبا، هزار تا رنگهیه وقت بیدار نشی از خواب قصه/ یه وقت جا نمونی تو شهر غصه



    یاران مددی پرم به خاک افتاده است/ قلبم، جگرم، سرم، به خاک افتاده استسرتاسر روزگار من پاییز است/ تا سرو صنوبرم به خاک افتاده است


    1246989093 talab org
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  4. #504
    موسس و مدیر
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,752
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24978
    Array

    پیش فرض پاسخ : و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

    فرشته زير خاك! اين باورم نيست
    كه ديگر سايه‌ي او بر سرم نيست
    نمي‌بينم به غير از غصّه و غم
    به دنيايي كه در آن، مادرم نيست


    برايم سايه‌ي سر بود، مادر
    نه گويا چيز ديگر بود، مادر
    به دنيايم اگر چيزي نمي‌ماند
    فقط اي كاش مادر بود، مادر


    ز سر شد سايه‌ات كوتاه، مادر!
    جهانم شد مصيبت‌گاه، مادر!
    سخن آموختي، رفتي، نمانده ست
    مرا جز واي مادر! آه مادر!



    مادر
    اي عاشق و عاشق ترین
    در پیش من هستی ترین
    دادی به من عشقی دگر
    تو پیش من صادق ترین
    بودم در آن تاریک وخون
    تو که تولد داده اي،اي عشق من، زیباترین
    هدیه کنی دنیا به من بادردو رنج منتها
    بودی با خندیدنم ،خندان ترین،زیباترین
    آغوش تو دنیای من، گرمای خوبی می دهد
    شهدی به کامم ریخته اي ازهر شهد شیرین ترین
    عاشق کلامش عشق تو،تو خود کلامم بوده اي
    در هر شب تاریک من،تو بوده اي روشن ترین
    مهتاب من در آسمان،بودی و هستی با صفا
    اي مظهر عشق وصفا،هستی برام عاشق ترین
    از خوبید هر چه بگم،کم بوده است در دفترم
    دفتر به اتمام می‌برم،اي خوب من، اي بهترین


    تمام بود و نبودم وجود مادر بود
    کسی که مظهر عشق بود، مادر بود
    برای من به جهان هزار رنگ و فریب
    کسی که مونس وغمخوار بود مادر بود
    برای راحتی من چه رنج ها نکشید
    کسی که موی سفید روی سفید بود مادر بود
    به وقت بیماری بی قرار او به برم
    کسی که دست بر سرم میکشید مادر بود
    به نیمه های‌ شب و با صدای گریه من
    کسی که با هراس ز جا می پرید مادر بود
    به کوچه و برزن یا به وقت خطر
    کسی که با شتاب در پی‌ام می دوید مادر بود
    چو پای من به زمین گاه می لغزید
    کسی که از ته دل آه میکشید مادر بود


    شب بی‌مادری را همچو یلدا می‌کنی یا نه
    در عالم بهتر از مادر تو پیدا می کني یا نه
    به موی مادری دنیا تو سودا می کني یا نه
    بگو مادر هنوزم یادی از ما میکنی یا نه
    درون خاک تیره واعزیزا می‌کنی یا نه
    خجالت دارم اي مادر که گل بودم شدم خارت
    از آنم خون به دل باشد که خون کردم دل زارت
    تو حق داری که روگردانی از فرزند بدکارت
    اگر رنجیده‌اي مادر ز اولاد گنه کارت
    گناهان مرا در حشر حاشا میکنی یا نه
    چه شب‌ها تا سحر بودی تو اي مادر سر راهم
    درون آن سکوت شب شمردی تو قدم‌هایم
    چه زحمت‌ها که می دیدي ز خواهش‌های‌ بی‌جایم
    به هر دردی که گشتم مبتلا کردی مداوایم
    غم بی‌مادری را هم مداوا می‌کنی یا نه
    چه شب‌ها تا سحر بستر نمودم من در آغوشت
    اگر یک ناله می‌کردم جهان می‌شد فراموشت
    در اینجا که گل شده بستر و خاک روپوشت
    نمیدانم در این وحشت‌سرا با لعل خاموشت
    دعا در حق این اولاد رسوا می کني یا نه
    نمیدانم که می‌دانی شدم آواره و تنها
    دگر اندر کجا جویم عزیزی چون تو بی‌همتا
    همه ی ي شب میکنم روشن به فانوسی اتاقت را
    نهان گشتی ز دید من تو در قلبم گرفتی جا
    نمیدانم ز احوالم تماشا میکنی یا نه


    مزارت آمدم دل ریش و با چشمان تر مادر
    نبودی عمر دنیا کاشکی زین بیشتر مادر
    تو با من همنشین بودی و چون جانم عزیز اما
    بگو از من چه بد دیدی؟ که خود رفتی سفر مادر
    سراپای وجودت ماه من پر مهر بود اما
    کنون بی مهرت اي ماهم ندارم پا و سر مادر
    ازآن روزی که صید دام عشقت گشته ام دانم
    که آب و دانه خوش دادن ترا باشد هنر مادر
    به گیسوی پریشانت چو این دل مبتلا بودست
    در اندوه و غم هجرت شدم شوریده سر مادر
    مرا بر بالهای خود به اوج آسمان بردی
    کنون در آسمانی و شدم بی بال و پر مادر
    به شوق دیدنت هر شب روم در خواب تا شاید
    که آن رخسار زیبا را ببینم تا سحر مادر
    بیا امشب به بالینم مرا دریاب غمگینم
    به آن چشمان پرمهرت مرا یکدم نگر مادر
    روح همه ی مادران از دنیا رفته شاد.



    1293155309 talab org
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  5. #505
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7103
    Array

    پیش فرض پاسخ : و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

    تسلیت به محمد و کاظم
    عزیزان می‌دونم هیچ جمله‌ای دردتون را سبک نمی‌کنه ؛ می‌دونم داغدارید ؛ می‌دونم هیچ چیزی نمی‌تونه غم از دست دادن مادر عزیز و مهربونتون را جبران کنه . از خدا می‌خواهم به شما و خانواده‌ محترمتون صبر بده تا بتونید این مصیبت را تحمل کنید .


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  6. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


صفحه 51 از 51 نخستنخست ... 414748495051

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/